خط مقدم - مطالب حکایات آموزنده
بسم الله الرحمن الرحیم

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 21 مهر 1391

(هر روز قسمتی از کتاب کیمیای محبت)

زندگینامه مرحوم شیخ رجب علی خیاط

اخلاص

یكی از اصلی ترین مسایلی كه شیخ در تعلیم و تربیت شاگردان همیشه بر آن تأكید داشت، مسئله اخلاص بود. اخلاص نه تنها در عقیده و عبادت، بلكه اخلاص در همه كارها.

او بارها تأكید میكرد كه:

« دین حق همین است كه بالای منبرها گفته می‌شود ولی دو چیز كم دارد: یكی اخلاص و دیگری دوستی خداوند متعال، این دو باید به مواد سخنرانی‌ها افزوده شود. »

ادامه دارد 




طبقه بندی: حکایات آموزنده، 
ارسال توسط nasrollah

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391
(هر روز قسمتی از کتاب کیمیای محبت)

زندگینامه مرحوم شیخ رجب علی خیاط

احسان براساس خدا خواهی

مسأله اصلی در خدمت به مردم از دیدگاه جناب شیخ، انگیزه و چگونگی آن است. شیخ معتقد بود كه:

ما باید همان گونه در خدمت مردم باشیم كه امامان ‌ما و اولیای الهی بودند، آنان هدفی در خدمت جز خداوند متعال نداشتند، خدمت آنان به مردم برای خدا و به عشق او بود.

 در این ‌باره می‌فرمود:

« احسان به خلق باید بر اساس خدا خواهی باشد؛ ﴿ إنما نطعمكم لوجه الله ﴾، هزینه فرزندت را چگونه می‌پردازی و قربان و صدقه‌اش هم می‌روی؟ آیا كودك كاری برای پدر و مادر می تواند انجام دهد؟ پدر و مادر عاشق فرزند خردسال خود هستند، و از روی خاطر خواهی برای او خرج میكنند، حال چرا با خداوند متعال این گونه معامله نمی‌كنی؟! چرا به اندازه فرزند خود به او عشق نمی‌ورزی؟! و اگر گاهی هم به كسی احسان می‌كنی برای پاداش آن كیسه می‌دوزی؟! »

ادامه دارد




طبقه بندی: حکایات آموزنده، 
ارسال توسط nasrollah

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1391
(هر روز قسمتی از کتاب کیمیای محبت)

زندگینامه مرحوم شیخ رجب علی خیاط

بركت سیر كردن یك حیوان گرسنه!

یكی از دوستان شیخ نقل می‌كند كه: روزی به این جانب فرمود:

« شخصی از یكی از كوچه‌های قدیمی تهران عبور می‌كرد، ناگاه چشمش به داخل جوی به سگی افتاد كه چند بچه داشت، بچه‌ها به پستان مادر حمله می‌برند ولی مادر از فرط گرسنگی قادر به شیر دادن نبود و از این وضع رنج می‌برد، او بلافاصله به دكان كبابی در همان كوچه رفت و چند سیخ كباب گرفت، و پیش آن سگ ریخت...، در سحر همان شب خداوند متعال به آن شخص عنایتی كرد كه گفتنی نیست. »

 ادامه دارد




طبقه بندی: حکایات آموزنده، 
ارسال توسط nasrollah

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 7 شهریور 1391

(هر روز قسمتی از کتاب کیمیای محبت)

زندگینامه مرحوم شیخ رجب علی خیاط

وفات

 سرانجام در روز بیست و دوم شهریور ماه سال 1340 هجری شمسی سیمرغ وجود پر برکت شیخ پس از عمری خودسازی و سازندگی از این جهان پر کشید.

فرزند شیخ روز قبل از وفات او را چنین تعریف می ‌كند:

روز قبل از وفات، پدرم سالم بود، مادرم در خانه نبود، تنها من در خانه بودم، عصر هنگام، پدرم آمد و وضو گرفت و مرا صدا كرد و گفت:

 « قدری كسل هستم، اگر آن بنده خدا آمد كه لباسش را ببرد، دم قیچی‌ها ( پارچه های زائدی که بعد از دوخت لباس باقی میماند ) در جیبش است و سی تومان باید اجرت بدهد. »

 



ادامه مطلب
طبقه بندی: حکایات آموزنده، 
ارسال توسط nasrollah

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1391
در شب سرد زمستانی و در خانه بوعلی سینا، وی و شاگردش بهمنیار در حال گفتگوی علمی بودند كه شاگرد رو به استاد كرده و گفت: استاد شما آن قدر مشهورید كه اگر فردا ادعای پیامبری كنید بسیاری به شما ایمان می آورند!




ادامه مطلب
طبقه بندی: حکایات آموزنده، 
برچسب ها:
ارسال توسط nasrollah

(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
همسنگران
اوقات شرعی
وضعیت آب و هوا